تاریخ ِ آغاز ِ مراسم باشکوه عید نوروز به جمشید شاه بازمی گردد. او که در زمان سلطنت در آبادانی ِ ایران و آسایش خاطر ِ مردم از هجوم بیگانگان ، نقش بسیاری داشت. روزی سفر یا در واقع معراجی با تخت زرینش به آسمان ( بسوی خورشید ) داشت ، پس از بازگشت دین را تجدید و آن روز را (( نوروز)) نامید.
این گاهنبار ( جشن ) ( که از آن در گاتهای زرتشت نامی برده نشده و تنها در یکی از یشتها بنام فروردین یشت ، ذکر و ستایش این گاه نگاشته شده ) پس از جمشید شاه سال به سال بر اهمیت و فراگیری آن افزوده شد.
در زمان هخامنشیان و ساسانیان نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه ( نه فقط زرتشتیان ) اجرا می شده.
خرید لباس عید
از یکی دو ماه به نوروز مانده شیرازی ها به بازار می روند و لباس عیدشان را می خرند پارچه هایی معمولاً خریداری می شود که دارای رنگ روشن و سرخ یا زرد باشد و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه یا جمعه قیچی کنند و نیز معتقد بودند که روز پنج شنبه ساعت سنگین است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بریده شود نصیب دزد یا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسایل خانه نیز باید عوض شود و یا تمیز گردد. پختن نان شیرین از جمله کارهایی است که حتماً باید قبل از عید و برای عید انجام بگیرد .
سبز کردن گندم، عدس، تره تیزک، ده پانزده روز به عید مانده در خانه های شیراز صورت می گیرد. برای این کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس یا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان می ریزند و به ترتیب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند .
خانه تکانی یا رفت و روب
یکی دو هفته پیش از عید خانه تکاتی یا رفت و روب انجام می گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه جا می کنند و گرد گیری می کنند و دوباره آنها را می چینند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند.
سفره و ساعت تحویل سال برای تحویل سال همه در یکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پیش از هر چیز آیینه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سین را می گذارند.
هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی .
در شیراز علاوه بر هفت سین( هفت میم ) را هم درسفره می گذارند که هفت میم عبارتند از: مدنی ( لیمو شیرین )، مرغ، ماهی، میگو، مسقطی، ماست و مویز. به علاوه کنگر ماست، عسل، خرما، کره، پنیر، کاهو، تخم مرغ رنگی و .... موقع تحویل سال همه اهل خانه باید با لباس نو بر سر سفره باشند اسپند نیز دود می شود و هر کدام از این ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنایی خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که باید در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن یار و مددکار اهل خانه خواهد بود.
پول نشان از خیر و برکت و رفاه، اسپند برای دوری از چشم زخم حسود، برنج، نشانی از خیر و برکت و فراوانی، آب, نشان صافی و پاکی و روشنایی و گشایش کار. ماهی قرمز، شگون دارد. آیینه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و یکرنگی. طلا، نشانی از امید به وضع مالی خوب در سال نو. بعد از تحویل سال نباید شمع ها را با فوت خاموش کرد بلکه بایدگذاشت تا آخر بسوزند و یا با نقل و مسقطی خاموششان کرد .
یکی دیگر از اعتقادات مردم شیراز این است که هنگام تحویل سال در حرم حضرت شاهچراغ(ع) باشند که درآنجا شمع روشن می کنند و در دست می گیرند به این معنی که همیشه زیر نور شاهچراغ باشند . و یک نفر واعظ بالای منبر می رود و دعا می خواند و مردم صلوات می فرستند و از طرف خادمین شاهچراغ روی مردم گلاب پاشیده می شود و همه به هم تبریک می گویند.
دید و بازدید
از بامداد نوروز دید و بازدیدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به دیدار کسی که از نظر سن و شخصیت بر دیگران مزیت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبریک بگویند و او نیز عیدی که شامل سکه یا پول است به آنها بدهد. بعضی نیز صبح عید نوروز یک بشقاب گندم برشته که شامل: کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش است به اضافه یک بشقاب نان شیرین به اضافه تخم مرغ رنگی یا سکه به کوچک ترها می دهند.
سیزده بدر روز دوازده فروردین همه وسایل تهیه می شود و هر چه از شیرینی ها و آجیل ها باقی مانده برای صبح سیزده آماده می شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نیز هست. صبح سیزده فروردین همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شیراز می شوند و معتقدند در روز سیزده فروردین نباید در خانه ماند زیرا این روز نحس و بدیمن می باشد. روز سیزده پیش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر این روز ویژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشایش بخت خود این کار را می کنند و ترانه هایی می خوانند چنانچه سیزده به ماه رمضان بیفتد. مراسم را بعد از تمام شدن ماه رمضان در اولین جمعه یا اولین عید انجام می دهند.
در مورد تاریخ پیدایش نوروز روایات مختلفی وجود دارد که ما در اینجا به طور خلاصه چند نمونه از آنها را ذکر می کنیم: عده ای بر این عقیده اند که نوروز از دوران پادشاهی جمشید به وجود آمده است به این صورت که جمشید علما را گرد هم آورد و از ایشان پرسید: چه چیز این پادشاهی را بر من باقی و پایبند دارد؟ گفتند: دادکردن و در میان خلق نیکی پس او داد بگسترد و علما را فرمود که روز مظالم من بنشینم و نخستین روز که به مظالم نشست روز هرمز بود از ماه فروردین، پس او را نوروز نام کرد.
از دیگر راویان در این مورد ابوریحان بیرونی را می توان نام برد وی می گوید: حضرت سلیمان بن داود انگشتری خویش را گم کرد و با این گم شدن سلطنت و فرماندهی از کف وی برفت. ولی پس از چهل روز دوباره آن را باز یافت و به دنبال آن فرماندهی و پادشاهی به وی بازگشت و این روز، همان روز نوروز بود.
ابوریحان همچنین می گوید: نخستین روز است از فروردین ماه، و زین جهت روز تو نام کردند زیرا که پیشانی سال نو است و اعتقاد پارسیان اندر نوروز آن است که اول روزی است از زمانه و به دو فلک آغازین گشتن.
عقاید دیگری نیز درباره نوروز وجود دارد و از آن جمله اند: هوشنگ، کیخسرو و کیومرث که از پادشاهان پیشدادی ایران بوده ا ند به سال های مختلف در این روز زاده شدند. همچنین سام نریماندر این روز در پی سرکوبی تبهکاران برآمده و بنیان تبهکاران را برانداخته و آسایش مردمان را تامین کرد.
روایت دیگری نیز وجود دارند که پیغمبر بزرگ ایرانیان زرتشت، در این روز به دنیا آمده و باز هم او در چنین روزی از سوی اهورامزدا به پیغمبری برگزیده شده است. بعد از ذکر این عقاید می توان نتیجه گرفت که عید نوروز از زمان های بسیار دور از لحاظ ملی و مذهبی مورد احترام ایرانیان بوده و جزو بزرگترین اعیاد آنها به حساب می آمده است.
سلام
بلاگ جالبی داری
به وبلاگ من هم سر بزن